kaveh
یاد دارم یه غروب سرد سرد/ میگذشت از کوچه ما دوره گرد/دوره گردم کوزه خالی میخرم / کاسه و ظرف سفالی میخرم/ گر نداری کهنه قالی میخرم/ اشک در چشمان بابا حلقه زد / عاقبت آهی کشید بغضش شکست/ اول ماه است و نان در خانه نیست /ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟/بوی نان تازه هوشش برده بود/ اتفاقا مادرم هم روزه بود/ [لینک]

